X
تبلیغات
رایتل
 
کاکتوس
هرگزبرای عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشی گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
پنج‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1389 :: 03:50 ب.ظ ::  نویسنده : گرگری

 

شیر یه روز تصمیم گرفت با دوست دخترش(ببخشید نامزدش) ازدواج کنه

در وسط جشن و در گردهمایی با شکوه شیر ها به مناسبت این واقعه مهم

 


موش کوچکی با احتیاط زیاد راهی برای خودش پیدا کرد و روبروی داماد وایساد و با صدای رسا و لرزان!! گفت " داداش عزیز ازدواج تو رو تبریک می گم و برای داداش گنده ای مثل تو آرزوی خوشبختی دارم"

 


 

یکی از شیر های میهمان غرید که" موش فسقلی تو چطور به یه شیر

می گی داداش؟"

                                          

موش با احتیاط و به آرامی گفت " با اجازه تو داداش عزیز منم قبل از ازدواج شیر بودم!!"